نقش خانوادە در تاثیر پذیری جوانان از جامعە




ماردین زاهدی


 افکار مرتجع و سیاست های غلط رژیم دیکتاتور ایران, جامعه کنونی آنرا تبدیل به بستری برای بزه و جرم و جنایت ساخته است. بستری که به رغم تلاشهای خانواده ها روزانه تعداد بیشماری از جوانان را قربانی سیاستهای انسان ستیزانه رژیم میکند. با نگاهی به آمارهای موجود بسیار ساده میتوانیم وخامت اوضاع را درک و عمق فاجعه را رویت کنیم. آمارهایی که دیگر تبدیل به یک هارمونی شده و مردم تنها نظاره گر تغییرات سعودی و نزولی آن هستند. 


بدیهیست که هیچ خانواده ای خواستار از بین رفتن فرزندانش نبوده و تمام تلاششان را نیز برای دور کردن و حفظ عزیزانشان از این منجلاب و ماتریکس جنایت نیز انجام میدهند. اما مشکلات عدیده ای که خانواده ها با آن روبرو هستند نمیگذارد آنگونه که باید بتوانند بر مشکلاتشان فائق گردند.


رسیدن به سن بلوغ و جوانی به خودی خود به واسطه تغییرات جنسی, هورمونی و جسمی که در جوانان ایجاد میشود, حامل مشکلاتی است که باید طی پروسه ای و با داشتن دانش کافی برای پاسخگو بودن سوالات آنها بود, که اگر اینگونه نباشد به اندازه کافی منابع غیر معتبر وجود دارد که تنها جوابهای دلخواهشان را بتوانند در آنجا جستجو کنند. هوشیاری خانواده ها نقش مستقیمی با تربیت و تحت شعاع خطر قرار گرفتن جوانان دارد, چرا که این رژیم نه تنها اهمیتی به سلامت جوانان, چە جسمی و چە فکری نمیدهد, بلکه در تلاش است تا آنجا که امکان دارد یا افکارشان را به سمت افکار مرتجع خود بکشاند و یا در صورت دگر اندیشی تمامی شرایط لازم برای از بین بردنشان را مهیا کند. خانواده ها هرگز نباید فرزندانشان را با یکدیگر و در تراز هم قرار دهند, چرا که آناتومی فکری و جسمی, شرایط زمانی, محیط, بازخوردهایی که ناشی از شکل گیری شخصیت او در کودکی بوده که حتی امکان دارد از دیدن هر چیز ناهنجاری تاثیر مضاعفی بر بنیان شخصیتی او گذاشته باشد, میتواند متمایز بودن فرزندان را در خانواده در پی داشته باشد. سرکوب احساسات, رفتار خشونت آمیز, تحقیر, طعنه, بدرفتاری چه با خود و چه با دیگر افراد خانواده و ... میتواند باعث احساس عدم اعتماد شده و شخص را به سمت حواشی ویرانگر جامعه سوق دهد. باید در نظر داشت که جوانان گاهی تنها به واسطه یک اشتباه میتوانند آینده خود را از بین ببرند, اشتباهی که منجر به زندان, مواد مخدر و یا تجاوز شده است که در اکثر موارد شخص مورد نظر به واسطه آنکه نه به خانواده میتواند اعتماد کند و همچنین از جامعه خارجی نیز آسیب دیده است, او را بیشتر در لاک تنهایی و تباهی فرو برده و مشمول عواقبی بسیار بدتر از قبل خواهد کرد. 


بدیهیست که در تمامی جوامع جهانی بسترهایی برای کشیده شدن جوانان به راههای اشتباه و حاشیه ای وجود دارد, اما این حکومتها هستند که وظیفه تصحیح بحران را بر عهده دارند. حکمومتهای مردمی تمامی تلاششان را میکنند تا بتوانند به کمک خانواده ها بیشترین استفاده را از نیروی جوانشان در جامعه کرده و مانع از انحراف آنها شوند تا سلامت اجتماعی را تا جایی که امکان دارد حفظ کنند. اما رژیم مرتجع آخوندی ایران هیچ اهمیتی به این موضوع مهم نداده و حتی تلاشش را برای مسموم نگه داشتن اجتماع تا حد ممکن انجام میدهد, چرا که جامعه ای سالم خواستار حقوق بر حق خود بوده و نمیگذارد حاکمیت فاسد دیکتاتوری خود را بر مردم تحمیل کند. 


امروزه شرایط زندگی در ایران بسیار مشقت بار بوده و مردم درگیر مشکلات عدیده ای هستند. به همین دلیل نیز باید بیشتر زمان خود را برای رفع مشکل اقتصادی که حکومت باعث آن بوده صرف کنند. اما علیرغم تمامی این مشکلات باید تلاش کنند که سطح آگاهی خود را در چگونگی رفتار با جوانان آسیب پذیرشان بالا برده و نگذارند آنها به سمت وسوسه های جامعه که تنها آنها را به سوی تباهی میکشاند سوق پیدا کنند. 


بازگرداندن یک شخص آسیب دیده اجتماعی که ضربات جبران ناپذیری به جسم و روحش وارد شده است بسیار دشوار بوده و تعداد کمی وجود دارند که بتوانند با شرایطی که در حال حاظر ایران وجود دارد به دامنه زندگی بازگردند و بتوانند اصلاحات کاملی را در زندگیشان اعمال کنند. این افراد جزء اقشار آسیب پذیر هستند که اگر مراقبشان نباشیم با ضمینه ای که دارند در خطر بسیار جدی قرار میگیرند. نقش خانواده ها مراقبت از فرزندانشان است که دچار این مشکلات نشوند, اما اگر این اتفاق افتاد مهم آن است که آنها را تنها به حال خود نگذارند. جوانانی که در کودکی شاید تنها به دلیل کمی کمبود محبت, کنجکاوی و یا حتی بیش فعالی زخم خورده اجتماع شده اند اکنون نیز با همین بی توجهی ها حتی اگر در سنین بالاتر نیز باشند میتوانند آسیب های درونی بسیاری را متحمل شوند.


 


 
ڕێکه‌و 2021-08-17 21:47:02
به‌شی ( سیاسی )







سیاسی